چقدر سخته تو چشای کسی که تمام عشقت رو ازت
دزدیده و به جاش یک زخم همیشه گی ، رو قلبت هدیه
داده زل بزنی به جای اینکه لبریز کینه و نفرت شی
حس کنی که هنوز هم دوسش داری
چقدر سخته دلت بخواد سر تو باز به دیواری تکیه بدی
که یک بار زیر آوار غرورش همه وجودت له شده
چقدر سخته تو خیالت ساعت ها با هاش حرف بزنی اما
وقتی دیدیش هیچی جز سلام نتونی بگی
چقدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه ها
تو خیس کنه اما مجبور بشی بخندی تا نفهمه که
هنوز هم دوسش داری
چقدر سخته گل آرزو هاتو تو باغ دیگری ببینی و هزار
بار تو خودت بشکنی و اونوقت آروم زیر لب
بگی گل من باغچه نو مبارک

من نشاني از تو ندارم اما نشانيام را براي تو مينويسم:
درعصرهاي انتظار، به حوالي بي کسي قدم بگذار! خيابان غربت را پيدا کن و وارد کوچه پس کوچههاي تنهايي شو! کلبةغريبيام را پيدا کن، کنار بيد مجنون خزان زده و کنارمرداب آرزوهاي رنگيام! درکلبه را باز کن و به سراغ بغض خيس پنجره برو! حرير غمش را کنار بزن! مرا مييابي.
خُلاصه ام کن
خُلاصه ام کن تو این بارون یکریز تموم جاده هارو مه گرفته
بگو راحت بگو خدانگهدار حالا که عشقم از یاد تو رفته
خلاصه م کن تو این یک واژه تلخ بگو مخفی نکن بگو تمومه
بگو راحت بگو دوسم نداری حالا که بغض دریا تو گلومه
خلاصه م کن تو این غروب دلگیر با اینکه قصه ما نیمه کاره اس
منو با رفتنت می کشی اما همین مردن برام عمر دوباره اس
خلاصه م کن تو این شب گریه تلخ بگو راه تو برگشتی نداره
تو بی وقفه تمومم کرده بودی منم اون ناتموم بی ستاره
همین اندازه بود فرصت موندن همین اندازه بود وقت من و تو
دیگه آیینه هم با من یکی نیست برو بشکن تموم آینه هارو
خُلاصه م کن تو این اتاق خالی خلاصه م کن تو این مرگ مقدس
ولی هرگز نگو هر جا که بودی نگو عاشق تر از من عاشقی هس
خلاصه م کن تو این تصور تلخ همین حس دوباره دیدن تو
بگو راحت بگو خدانگهدار برو با غربت جاده یکی شو...



